
نقـش یـــک درخــت خشک را
در زنـدگی بازیمیکـنم !
نمیـدانم کهبایـد چشم انتظار بهار باشم
یا هیزم شکنپـیــر!
رفتم از سوپری پیراشکی بخرم
میگم ی پیراشکی بده برگشته میگه میخوری؟
پ ن پ دارم میبرم خونه بذاریم تو ویترین
.
.
استاد گفت هفته بعد امتحان میانترمه
دختره گفت استاد حذفیه
جوابشو داد پ ن پ لیگ برتر
احساس کردم دختره خیلی ضایه شد!!!!!
.
.
به مامانم میگم :مامان یه تخم مرغ بنداز کف مایتابه...
میگه میخوای بخوری؟ میگم :پ ن پ...
میخام اینجوری شکنجش بدم ببینم دردش چیه جوجه نمیشه!
.
.
پنج شنبه با هزار بدبختی رفتیم کلاس فوق العاده
دوستم برگشته میگه :شمام اومدین کلاس فوق العاده؟
پ ن پ! فکر کردیم امروز چهار شنبه اس اشتباهی اومدیم!
.
.
ﺍﺯ ﺣﻤﻮﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ، ﺣﻮﻟﻪ ﺗﻨﻢ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺎﺩﺭﻡ
ﻣﯽ ﮔﻪ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﻮﺩﯼ؟ ﭘَ ﻧﻪ ﭘَ ﺗﺠﻮﯾﺰ ﺩﮐﺘﺮﻩ
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻏﺬﺍ ﺣﻮﻟﻪ ﺑﭙﻮﺷﻢ!
.
.
به دوستم میگم ایمیلتو بده
میگه :آدرسشو؟
گفتم :پ ن پ کروکیش رو
.
.
دوستم میگه شما تو خونه همش سه تا بچه این؟
پ ن پ بابام مارو نمونه زده اگه مقرون به صرفه بودیم
ایشالله خط تولید انبوه رو راه اندازی بکنه!!!
.
.
با دوستم رفتیم تو غار
یه خفاشه چسبیده بود به سقف دوستم میگه این خفاشه؟
میگم پ ن پ بتمنه اجاره خونه گرون شده اومده اینجا!
.
.
با دوستم رفتیم داروخونه
بعد که دوستم یه ساعت مشخصات صابونی رو که میخواست گفت
خانومه برگشته میگه خب حالا میخواین بخرین؟؟
گفتیم پ ن پ اومدیم ببینیم هنو خط تولیدش ادامه داره یا ن
در ضمن توصیه هایی هم برا بالا بردن میزان تقاضا داشتیم.
.
.
با بابام رفتیم بنگاه میگم :آقا مزرعه دارین؟
میگه میخواین بخرین؟
بابا گفت :نه ما مترسکیم اومدیم دنبال کار.....!
گفتیم مارو تو یه مزرعه ای چیزی نصب کنید.
بابای ما هم بلده ها:)
.
.
رفتم مغازه یه سبد پر خرید کردم، یارو میگه :کیسه هم میخوای؟
پَ نه پَ فرغون آوردم با اون می برم
.
.
تو ویچتبودم دوستم گفت الان هستی؟
گفتم په نه په تکنولوژی پیشرفت کرده روبات منه گذاشتم ببینم میشه بش اعتماد کرد
.
.
ﺭﻓﺘﻢ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻣﯿﮕﻢ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺗﺨﻤﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟
ﻣﯿﮕﻪ ﮐﯿﻠﻮﯾﯽ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﭖ... ﯾﻬﻮ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ ﺧﻔﻪ ﺷﻮ، ﭼﯿﻪ ﺷﻤﺎ ﺟﻮﻭﻧﺎ
ﯾﺎﺩﮔﺮﻓﺘﯿﻦ ﻣﯿﮕﯿﻦ ﭖ ﻥ ﭖ!
ﮔﻔﺘﻢ ﭘﻨﯿﺮﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ!
ﺑﺪﺑﺨﺖ ﮐﻠﯽ ﻋﺬﺭ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ :ﭘﻨﯿﺮ ﮐﯿﻠﻮﯾﯽ
ﺑﺪﻡ؟
ﮔﻔﺘﻢ ﭖ ﻥ ﭖ ﻣﺘﺮﯼ ﺑﺪﻩ!!!
ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﺭﻓﺘﻢ
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1392 ساعت: 1:36
به بابام میگم پول بده
میگه اونی که دو روز پیش گرفتی چی شد؟ نکنه همشو خرج کردی؟
تا اومدم بگم پـَـ
زد تو دهنم نذاشت حرف بزنم
من فقط می خواستم بگم پس اندازشون کردم
تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم
طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
پ نه پ می گیم هورا هورا ما هم از این دبه ها داریم
بهش می گم : زود باش دمپاییتو بده تا سوسکه نرفته
میگه : مگه میخوای بکشیش؟
پ نه پ می خوام بدم سوسکه پاش کنه نجس نشه
سر جلسه امتحان به کناریم می گم داداش برسونیا
می گه تقلب؟
پ نــه پ مواد یه وقت خمار نشم
فامیلمون اومده آکواریومم رو دیده می گه غذای مخصوص بهشون میدی؟
پ نه پ پول تو جیبی میدم بهشون خودشون میرن واسه خودشون غذا می خرن
زنگ زدیم آتش نشانی می گه جایی آتیش گرفته؟
پ نه پ زنگ زدم ببینم امشب خونه ای بیایم مهمونی
از راننده اتوبوس میپرسم چقدر شد؟
می گه 350 بهش 400 تومن دادم
می گه یه نفری؟
پ نه پ کل اتوبوس مهمونه من
یارو اومد تعمیرگاه گفت : برای لپ تاپم رَم می خوام
گفتم: داریم
گفتش :مطمئنی برای لپ تاپه ؟
پ ن پ برای pc ـه می خوام بُکُنم تو پاچـــت
یارو دو ساعت داره خودپردازو انگولک می کنه تازه برگشته می گه شمام کار دارین ؟
پ نه پ وایستادیم اینجا بنیه و پشتکارِ شما رو سرلوحه زندگیمون قرار بدیم
عکس برادرزاده هامو نشون دوستم دادم با مامانشون
برگشته میگه اِ داداشت زنم داره؟
پ نه پ اینا رو تو قرعه کشی بانک برنده شده
به یارو میگم قالپاق ریو دارین؟
می پرسه ماشینت ریو هست ؟
پ نــه پ لامبورگینیه قالپاق ریو می ندازم ریا نشه
ماشینو تو روزنامه تبلیغ کردم
می گه می خوای بفروشیش؟
پ ن پ معدلش بیست شده ازش قدردانی کردم
صبح پاشدم به زور دارم لباسمو میپوشم
بابام میگه کلاس داری؟
پ ن پ نگران لباسم شدم پاشدم ببینم هنوز اندازمه یا نه
به داداشم میگم برو عصای آقاجون رو بیار
می گه آقاجون می خواد بره مگه؟
پ ن پ می خواد عصا رو تبدیل به اژدها کنه
دستمال کاغذی گرد کردم گذاشتم تو بینیم
مامان بزرگم میگه بینیت خون اومده؟
پ نه پ دیدم از دماغم داره هوا میاد
گفتم حتما پنچر شدم فعلا اینو رد کنم که بادم خالی نشه
رفتم مغازه میگم cd دارید؟
میگه خام؟
پ ن پ تنوری باشه با قارچ و پنیر
میگه شما تو خونه همش سه تا بچه این؟
پ ن پ بابام مارو نمونه زده اگه مقرون به صرفه بودیم
ایشالله خط تولید انبوه رو راه اندازی بکنه
رفتم داروخونه میگم باند دارین؟
می گه باند پانسمان زخم؟
پ نه پ باند فرودگاه فقط بی زحمت سه بانده باشه
داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون می گه به سلامتی تشریف می برید مسافرت؟
پ ن پ ماشینمون بی تابی می کنه اومدیم پیشش زندگی کنیم تنها نباشه
تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم
یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید
دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟
پ ن پ برد انتی ویروس نصب کنه برام
به داداشم میگم سر رات داری میای یه لیوان ابم بیار
بهم می گه تشنته ؟
پ ن پ من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم
رفتم مرغ فروشی به فروشنده می گم بال دارین
میگه بال مرغ؟
پ ن پ بال هواپیما چند تا کوچه پایین تر سقوط کردیم می خوام درستش کنم
زنگ زدم عکاسی نوبت بگیرم واسه عکس گرفتن
دختره گوشی رو برداشته ، میگم ببخشید خانم امروز وقت خالی کی دارید ؟
میگه واسه عکس گرفتن ؟
پ ن پ واسه اینکه با خونواده خدمت برسیم
بعد می خنده میگه 6 وقت داریم
بهش میگم قبل از 6 هم کسی نوبت داره ؟
پ ن پ امروز رو کلا واسه همسر آیندم خالی کردم
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1392 ساعت: 1:36
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.
یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟
پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم !
.
.
مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !
.
.
به یارو میگم حاجی, بزن تو دنده من هول میدم روشن شه.
میگه بزنم ۲ ؟ پَـــ نَ پَـــ بزن ۳فوتبال داره !
.
.
رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین،
میگه بال مرغ؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم !
.
.
پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟
میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم.
میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور !
.
.
پیامک په نه په
مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم میخوای شام بیاری؟
گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ میخوام گلای سفره رو اب بدم !
.
.
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم ازراه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!
.
.
اس ام اس په نه په
سر سفره عقد ، حاج آقا: آیا بنده وکیلم ؟
عروس: پـَـ نـَـ پـَـ متهمی !
.
.
به معلممون میگم آقا اجازه هست بریم دستشویی ؟!!! میگه واجبه ؟!
پ ن پس مستحبه !!
.
.
همسایمون عروسی داشتن
دوستم خونمون بود هی سروصداشون میومد.دوستم گفت عروسیه؟
پـَـ نـَـ پـَـ همسایمون سرخ پوسته مراسم خاص خودشونه !
.
.
رفیقم اومده خونمون! وضو گرفته میخواد نماز بخونه!می پرسه قبله کدوم طرفه؟!
میگم:میخوای نماز بخونی؟! میگه: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دیش ماهوارتو تنظیم کنم!
.
.
رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم ,اومدم خودمو معرفی کنم!
.
.
رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟
پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟از کارت راضی هستی یا نه !
.
.
داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته،
برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو بازکرده با تعجب میپرسه
قاسم تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ قاسم رسید من دیلیوریشم…
.
.
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟
میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود
کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد… !
.
.
با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیروایسادیم.
دوستم میگه:شیرِ؟ میگم:پَــــ نَپَــــ… گربه اس باباش
مرده ریش گذاشته!
.
.
تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده
میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم
از مامان بچه شاباش بگیرم!!
.
.
بعد از چند ساعت عمل بچم به دنیااومده با کلی ذوق به بابام
نشونش می دم.میگه بچته؟؟؟!! میگم پَــــ نَ پَــــ اینو الان
از اینترنت دانلود کردم نسخه آزمایشیه واسه تست تا اصلش بیاد!!!
.
.
آهنگ اندی تو ماشین گذاشتم دوستم میگه اندیه ؟
پَـــ نَ پَـــ داریوشه,داره خودشو لوس میکنه بخندیم !
.
.
تصادف شده زنگ زدم اورژانس میگه کسی صدمه دیده
پ نه پ زنگ زدم بگم همه سالمن نگران نشو !
.
.
تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده ۴ لیتری تکون میدیم !
طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
میگیم:پـَـَـــ نه میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !
.
.
استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟
من دستمو بردم بالا
استاد: میخوای جواب بدی؟
من: پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد !
.
.
عاقد سر سفره عقد : عروس خانم وکیلم؟
پَ نه پَ دکتری ! دعوت کردیم سطح مجلس بره بالا !
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1392 ساعت: 1:36
بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ۵۰ درجه اومدم خونه
خواهرم میگه : اگه خسته نیستی منو ببر مرکز خرید می خوام خرید کنم !
پـَـ نــه پـَـ نه خسته نیستم تو جلسه کنکور جا انداخته بودم داشتم قلیون دو سیب نعناع می کشیدم !
مگس نشسته رو بشقاب برنج خواهرم
بهش می گم : می خوای مگس رو فراری بدم از رو برنجت ؟
می گه : پــَ نَ پــَ زشته برنج خالی بخوره یکم قرمه سبزی هم بریز واسش
یه جوش اندازه آلو بخارا رو صورتم زده
دوستم دیده میگه : جوش زده رو صورتت ؟
پـَـ نَ پـَـ قسمت های مهم صورتمو علامت زدم بلکم تو امتحان بیاد
به دوستم میگم : خودکارو بده
میگه : چیزی می خوای بنویسی؟
پـَ نَ پـَ یه زیر شلواری براش گرفتم می خوام ببینم اندازشه یا نه
رفتم درمونگاه سر کوچمون
منشی دکتره می گه : مریض شمایید؟
گفتم : پَــــ نَ پَــــ من میکروبم اومدم داوطلبانه خودمو معرفی کنم !
با دوستم رفتیم باغ وحش جلوی قفس شیرا وایسادیم
دوستم میگه : شیره؟
می گم : پَـ نَ پَـ گربه اس باباش مرده ریش گذاشته !
بعد از چند ساعت عمل بچم به دنیا اومده با کلی ذوق به بابام نشونش می دم
می گه : بچته ؟
می گم : پَـ نَ پَـ این تریاله باید رجیستر شه و فولش کنم تا مال خودم شه !
به دوستم می گم فهمیدی آناهیتا جدا شد ؟
با کلی احساس غم و تعجب می گه : از شوهرش؟
پـَــ نَ پـَـــ چسبیده بود کف ماهیتابه با کفگیر جداش کردم !
واسه استخدام رفتم یه شرکتی
خانومه مسئول مصاحبه می گه : شما هم برای آگهی استخدام اومدین؟
گفتم : پـَ نَ پـَـ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین !
با لگد پرتم کردن بیرون !
جلو خواهرم سوسکه رو با کفش لهش کردم دل و رودش پخش زمین شده
خواهرم میگه : مرده الان ؟
گفتم : پَــــ نَ پَــــ این ترمیناتوره الان خودش رو جمع می کنه دوباره راه میافته
دوستم می گه : چجوری استرالیا اقامت گرفتی ؟
میگم : تحصیل در دانشگاه های استرالیا
میگه : یعنی اپلای کردی؟
گفتم : پَـ نَ پَـ تو دفترچه کنکور انتخاب هشتم تیک زدم استرالیا قبول شدم !
به استاد میگم : لطفا کمکم کنید دارم مشروط می شم
می گه : منظورت اینه که نمره می خوای ؟
گفتم : پَـ نَ پَـ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم می خوام!
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1392 ساعت: 1:36
میگه دوربین کنترل سرعت؟پـَـ نـَـ پـَـ دوربین عکاسی گذاشتن از ماشینا عکس میگیرن میذارن تو فیسبوک تگ هم میکنن. آروم برو عکسمون خوب بیفته
::
::
میگه سوسک؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ شاه زادس جادوگر بی رحم اینجوری طلسمش کرده.
خندید و گفت بکشمش؟
گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ تا من و شاهزاده اسبارو زین می کنم پاشو آذوقه جمع کن بریم به جنگ جادوگر طلسم بشکنیم این شاهزادرو نجات بدیم
::
::
رفتم کفش بخرم یه کفش پوشیدم خوشم اومده میگم همینو میخوام فروشنده میگه اون لنگشم بدم میگم پـَـ نـَـ پـَـ بده پسر حاکم پیدام کنه…
::
::
یه شب یه یارو که نقاب زده بود با تفنگ جولوی یه دختره تو خیابون رو میگیره.دختره میگه:میخای پولامو بدزدی؟یارو میگه: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم بهت پیشناهاد ازدواج بدم .چون دیر وقت بود گفتم مزاحم خانواده نشم
::
::
یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم … دوستم میگه میخوای بکشیش ؟ پـَـ نـَـ پـَـ آبریزش بینی داره میخوام نریزه رو قالی
::
::
رفتم پادگان فرمانده دید گفت تو سربازی ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ ماشین شهرداریم اومدم شمارو ساعت ۹ ببرم
::
::
به مامانم میگم من سحری هم نخوردم خیلی گشنمه میگه یعنی افطار میخوری ؟ پـَـ نـَـ پـَـ نمیخورم ببینم من بیشتر طاقت دارم یا شتر تو صحرا
::
::
یه مرد با ریش وپشم دراز و لباس مندرس کنار خیابون وایستاده داداشم میگه این گدائه؛ پـَـ نـَـ پـَـ کارل مارکسه اومده ببینه کارگران جهان با هم متحد شدن یا نه
::
::
تو باغ وحش یه مار پیتون دیده میگه این مار؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ نخ دندون رستم که سیمرغ با قدرت جادویی بهش جون داده.
::
::
زنه دوقلو زایده…پرستاره یکی از بچه هارو میبره براش….زنه میپرسه:اون یکی هم میارین؟؟؟پرستاره گفت: پـَـ نـَـ پـَـ فعلا اینو ببرین استفاده کنین…ده روز بعد از فعال سازی اون یکی هم پست میکنیم درِ خونتون
::
::
به مامانم میگم:نمیخای واسه ما آستین بالا بزنی؟میگه:پسرم زن میخوای؟گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ گفتم آستیناتو بالا بزنی با هم مچ بندازیم ببینیم کی قوی تره
::
::
سر کلاس راهنمایی رانندگی نشسته بودم .کلاس گرم بود و همه خیس عرق شده بودند .
به مسئول کلاس میگم : ببخشید خانم میشه کولر رو روشن کنید
میگه :گرمه. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ هممون از خجالت خیس عرق شدیم.
::
::
واسه دوستم عکس ایمیل کردم زنگ زدم میگم فرستادمش واست . میگه یعنی الان تو ایمیلمه؟ پـَـ نـَـ پـَـ الان دم در خونتونه ولی دستش به زنگ نمیرسه درو بزن بیاد بالا
::
::
ممیز ایزو اومده رفته تو سالن تولید کنار دستگاه تراش از اپراتورش میپرسه شما تراشکارین؟ پـَـ نـَـ پـَـ مدیر عامل اوقات بیکاریش میاد کمک بچه ها
::
::
رفتم تو ماهی فروشی به فروشنده می گم :آقا یه ماهی قزل آلا بدین.میگه : واسه خوردن میخای؟میگم: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم واکسن هاری و کزازشو بزنم و برم
::
::
مامانم زنگ زده میگه کجایی؟گفتم با بهروز رفتم بازار گفت:بهروز رفیقت؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ سس مایونزه بهروز
::
::
میگم رسیدی خونه زنگ بزن،میگه تلفن کنم؟،میگم پـَـ نـَـ پـَـ زنگ خونه بغلی رو بزن در رو
::
::
رفتیم یه باغی دزدی من از درخت رفتم بالا دوستم میگه رفتی گردو بچینی؛ پـَـ نـَـ پـَـ گنجشکم رفتم آشیون بسازم. یه دفعه گفت وای صاحب باغ داره میاد بهش میگم حالا تو فرار میکنی ،میگه پـَـ نـَـ پـَـ منتظر میمونم تو آشیانتو بسازی
::
::
لباس خریدم . کارته عابرمو گذاشتم رو میز میگم ۲۰۱۵ . میگه رمز کارتته.؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ تلفنمه . شب زنگ بزنی لاو بترکونیم !
دوستم روزنامه دستشه میگم صفحه جدولشو بده من میگه میخوای حلش کنی؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام از رو چیدمان جدولش محوطه باغ طراحی کنم
::
::
یه یارو لبه پشت بوم یه ساختمون ۱۲ طبقه واستاده بود و میخاست خودشو بندازه پایین. بهش میگن میخای خود کشی کنی؟میگه: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم ماشینمو پارک کنم
::
::
به همسایم میگم جارو برقی دارید؟ میگه جاروبرقی میخوای؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم چک کنم اگه ندارید براتون بخرم.
::
::
پیرزنه ، زنگ زده خونه … میگه مامان تشریف دارن؟ ، میگم کاریشون داشتین؟ میگه پـَـ نـَـ پـَـ به این بهونه میخواستم با خودت بیشتر آشنا شم… امروز کی وقتت آزاده ؟
::
::
دیشب رفته بودم خونه خواهرمینا ، دختر خواهرم یه نقاشی رو بوم کشیده بود خیلی قشنگ گفتم خودت کشیدی ؟ گفت پـَـ نـَـ پـَـ دادم پیکاسو بکشه جوونا هم خودی نشون بدن
::
::
رفتم خونه دانشجویی یکی از دوستام داشتم یکی از ظرفای چرب مورچه زدشو می شستم اومده بالا سرم میگه ای وای چی کار می کنی داری ظرف و می شوری؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ مورچه ها هوس آب تنی کرده بودن آوردمشون حموم!
::
::
دوستم گفت: اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟ گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه
::
::
داییم ما رو برای یه پک قیلون دعوت میکنه باغ سیب مال بکی از رفقاش.. مامانم میگه حالا میخواین قیلون بکشید؟؟؟؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ اومدیم سیباشونو دستمال بکشیم!
::
::
به مامان بزرگه میگیم ممکنه شب دیر بیام خونتون،.. شبا پشت در میندازی ؟ میگه پـَـ نـَـ پـَـ چار تاق باز میذارم برام بخونی پشت در و ننداختی نه نه با خوب و بدم ساختی نه نه …
::
::
زنگ زده بهم میگه آهنگ پیشواز گذاشتی؟ پـَـ نـَـ پـَـ گروه ارکستر اوردم برات زنده اجرا کنن خودمم دارم میخونم
::
::
خانمم را بردم اتاق عمل سزارین،ماما میپرسه برای عمل امدید؟ پـَـ نـَـ پـَـ امدیم نوزادان را ببینیم یک خوشگله شو برای اتاق خوابمان انتخاب کنیم؟!
::
::
دیشب دختر خالم خیلی گریه مدکرد نمیذاشت بخوابم به مادربزرگم یه قصه براش بگو تا اروم شه گفت مثله قصه ی شاه پریون گفتم پـَـ نـَـ پـَـ قصه هفت دراکولا در شبو تعریف کن که دیگه اصلا نخوابه
::
::
سر صبح داشتم نرمش میکردم بابام پرسید داری نرمش میکنی. پـَـ نـَـ پـَـ قر تو کمرم فراوونه نمیدونم کجا بریزم
::
::
کمیته انضباطی دانشگاه خواسته رفتم تو میگه شما دو ترم تعلیق خوردید اعصابم خورد سرمو انداختم پایین دارم لبمو میخورم میگه ناراحت شدید؛ پـَـ نـَـ پـَـ خوشحال شدم دارم فکر میکنم چجوری این لطف شما رو جبران کنم
::
::
به بابام میگم :بابا پول داری؟میگه پول می خای؟میگم : پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم ببینم اگه پول نداری بهت بدم که وقتی رفتی خونه جولو زن و بچت شرمنده نشی
::
::
یکی تو دانشگاه ازم پرسید ورودی چندی؟ گفتم۸۵ همچین با تعجب گفت پس ترم اخری گفتم پـَـ نـَـ پـَـ ترم اولم ولی از آخر اومدم شروع کنم
::
::
تو اتوبان گشت نا محسوس یه ماشینو گرفته بود.راننده ماشینه به پلیسه میگه :می خای جریمم کنی؟ پلیسه میگه: پـَـ نـَـ پـَـ بادو تا همکارام میخاستیم حکم بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم
::
::
دوستم زنگ زده موبایلم میگه ممد پول داری یه خورده بهم بدی؟ بهش میگم: بیا عابربانکم رو بگیر برو. میگه: توش پول داری. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ گفتم تو خونه نشستی دلت گرفته / گفتم بدم بری یه دوری باهاش بزنی!
::
::
دیشب شام املت داشتیم خواهرم توش رب زده بود با گوجه و … سر سفره مامانم گفت بهش رب زدی مزه گوجه رو از بین برده
خواهرم گفت مگه گوجه هم مزه داره؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ گوجه رو واسه قشنگی غذا می زنن که تو غذا ها رتبه بیاره!!
::
::
تو مراسمِ تیرباران میگه می خوان بکشنش؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ واسه آبکش کردنِ برنج عروسی، آبکش کم اومده!!!رفقای با مرامِ داماد دارن آبکش می سازن
::
::
به بارومیگی افتابه داری؟میگه براخونه می خوای؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ براقالب کیک جشن تولد بابام می خوام،اخه سنتی دوست داره.
::
::
توی سلمونی نشسته بودم که یکدفعه یه مرد کچله امد تو. آرایشگر با نیشخند بهش گفت: امدی آب بخوری؟ مرد گفت: پـَـ نـَـ پـَـ امدم موهام کوتاه کنی
::
::
زنگ زدم تاکسی تلفنی میگم کد ۸۹ هستم ماشین دارین ؟ میگه بله میخوایین؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم بگم خوش به حالتون که ماشین دارین ما نداریم
طرف اومده تو شرکت که کلی روی در و دیوار آرم و پوستر بیمه س میگه ببخشید اینجا شرکت بیمه س ؟
میگم پـَـ نـَـ پـَـ نونوائیه الان خمیر تموم کردیم !
::
::
با دوستم رفتیم کشتارگاه میگه:اه اه اینجا چه بوی گوسفندی میاد.گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ میخواستی بوی اش رشته بیاد.
::
::
بهش میگم اگه بتونی میری اونور یا اینجا می مونی؟
میگه خارج از کشور؟ پـَـ نـَـ پـَـ اتاق بغلی رو میگم!
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1392 ساعت: 1:36
بگذار قلم را به غزل بسپارم
شاید گره ای باز شود از کارم
پرسید: مگر تو هم غزل می گوئی؟
گفتم: په نه په! فقط رباعی دارم !
.
.
.
رفتم چین گارسون دو تا چوب آورده خواهرم میگه یعنی باید با اینا غذا بخورم؟
گارسون میگه پ ن پ چینگ چانگ چاچانگ چیونگ چانگ
.
.
.
بابابزرگم داشت تو خواب صداهای عجیب و غریب در میاورد !
خانمم میگه داره خرناس میکشه؟!
پَ نه پَ داره کانکت میشه ولی چون تو محل ما ADSL نمیدن از dial-up استفاده میکنه
.
.
.
سر جلسه به جلوییم می گم سوال ۳ بلدی ؟ میگه آره می خوای ؟
میگم پَ نَ پَ نگرانت بودم می خواستم اگه ننوشتی بت بگم
.
.
.
ایستک خریدم ، در باز کن رو دادم به دوستم
میگه : با این بازش کنم ؟!!!
میگم پ نه پ !!! روش راست کلیک کن!
اوپن ویت رو بزن ! با اینترنت اکسپلور بازش کن !!
.
.
.
بعد از اینکه دو ساعت تو صف عابر بانک واستادم تا پول بگیرم یارو برگشته می گه:
آقا ببخشید سالمه؟ میگم پ ن پ مریضه اینم صف عیادت کننده هاست
.
.
.
خانومه وایساده بود جلوی پله برقی نمیرفت روش. دوستم میگه یعنی میترسه؟
پـَـَـ نــه پـَـَـــ مونده با پای چپ بره ثواب داره یا با پای راست!!
.
.
.
یه طوطی گرفتم دوستم اومده دیده میگه:
طوطیه ؟ گفتم په نه په یا کریمه با فتو شاپ تغییرش دادم
.
.
.
فامیلمون اومده خونمون میگه از وقتی کولر گذاشتین خونتون اینقدر خنک شده ؟
گفتیم پـَـــ نــه پـَـــ از وقتی توی کانون فرهنگی آموزش ثبت نام کردیم !
.
.
.
رفتم دستشویی عمومی در میزنم میگم یکم سریع تر. میگه شمام دستشویی داری؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم شما کم و کسری نداری ؟
.
.
.
بابابزرگم داشت تو خواب صداهای عجیب و غریب در میاورد !
خانمم میگه داره خرناس میکشه؟!
پَ نه پَ داره کانکت میشه ولی چون تو محل ما ADSL نمیدن از dial-up استفاده میکنه
.
.
.
مادر بزرگ مادرم ۱۲۰ سالشه، دیدمش لبــاس ورزشی پوشیده داره نرمــش می کنه بهش می گم : ننجون شما هم ورزش می کنی؟
گفت : چرا که نه….!!
گفتم فیس بوک هم میرید؟
گفــت پـَـَـ نــه پـَـَــــ از فیس بوک بر می گردم، فکـــر کردی دوست دخــــتری که الان تـــو فیس بوک داری کیه….؟
۲ دستی زدم تو سر خودم !
.
.
.
دوستم میگه رفته آفریقا آدم خوار ها گرفتنش میگه یعنی میخواین منو بخورین آدم خار ها گفتن پ ن پ.هو هو بومبا بومبا هی هی ها ها بامبا بومبا
.
.
.
رفتم چین گارسون دو تا چوب آورده خواهرم میگه یعنی باید با اینا غذا بخورم؟گارسون میگه پ ن پ چینگ چانگ چاچانگ چیونگ چانگ
.
.
.
بگذار قلم را به غزل بسپارم
شاید گره ای باز شود از کارم
پرسید: مگر تو هم غزل می گوئی؟
گفتم: په نه په! فقط رباعی دارم !
.
.
.
فامیلمون اومده خونمون میگه از وقتی کولر گذاشتین خونتون اینقدر خنک شده ؟ گفتیم پـَـــ نــه پـَـــ از وقتی توی کانون فرهنگی آموزش ثبت نام کردیم !
.
.
.
یه طوطی گرفتم دوستم اومده دیده میگه ا طوطیه گفتم په نه په یا کریمه با فتو شاپ تقیرش دادم
.
.
.
خانومه وایساده بود جلوی پله برقی نمیرفت روش. دوستم میگه یعنی میترسه؟ پـَـَـ نــه پـَـَـــ مونده با پای چپ بره ثواب داره یا با پای راست!!
.
.
.
صدای رعد و برق میومد؛ خالم میگه: صدای رعد و برقه ؟ من گقتم : پـ نــ پــ سیم های ابرها قاتی کرده داره جرقه میزنه
.
.
.
رفتم عابربانک، یارو داره جون میکنه با دستگاه کلنجار میره بعد ده دقیقه برمی گرده میگه شما هم کار داری؟ پ ن پ پیک موتوری ام وایسادم نامه اداری تونو تایپ کنین ببرم.
.
.
.
بعد از اینکه دو ساعت تو صف عابر بانک واستادم تا پول بگیرم یارو برگشته می گه:آقا ببخشید سالمه؟ میگم پ ن پ مریضه اینم صف عیادت کننده هاست
.
.
.
ایستک خریدم ، در باز کن رو دادم به دوستم
میگه : با این بازش کنم ؟!!!
میگم پ نه پ !!! روش راست کلیک کن!
اوپن ویت رو بزن ! با اینترنت اکسپلور بازش کن !!
.
.
.
رفتم دم مغازه به فروشنده می گم قرص پشه داری؟
می گه واسه کشتنش می خوای؟
پـَـ نه پَــ، برای سردردش می خوام!
.
.
.
دارم چایی میخورم داغ داغ سوختم ، بابام میگه : سوختی ؟
میگم : پ نه پ رفتم مرحله بعد !!!
.
.
.
رفتم باغ وحش از نگهبان می پرسم ببخشید آقا قفس شیرا کجاست ؟
میگه بازدید کننده ای ؟
میگم پَ نَ پَ از اقوامش هستم اینورا کار داشتم گفتم سری بهش بزنم
.
.
.
لیلی به مجنون گفت : همه این کارارو می کنی برا من ؟
مجنون : پَ نه پَ من عاشق آنجلینا جولی ام ، تو حریف تمرینی هستی !
.
.
.
یارو اومده می بینه همکارم توی اتاق نیست باز می پرسه خانم فلانی نیست؟
پـــ نه پـــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط کش بزن در بیاد
.
.
.
دوستم زنگ زده میگه چکار میکنی ؟ میگم ماشینمو آوردم تعمیرگاه . میگه مگه خرابه ؟
پــــ نَ پـَــــ آوردمش تعمیرگاه عیادت دوستای مریضش
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1392 ساعت: 1:36
پ ن پ ۹۲
دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟ میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
پـــ نــه پــــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم.
پ ن پ ۹۲
طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟
پـــ نــه پــــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!
پ ن پ ۹۲
دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم. میگه شما سوال داری؟ پـــ نــه پــــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری …
پ ن پ ۹۲
حواسم نبود با صورت رفتم تو در، میگه ندیدیش؟ میگم پـــ نه پــــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو.
پ ن پ ۹۲
زنگ زدم ۱۱۵، میگه آمبولانس میخواین قربان؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه پلیس ۱۱۰ میخوام, بقیش هم آدامس بدین!
پ ن پ ۹۲
رفتم دکتر میگم:دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از ۱۰ دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟! پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوای واسم دعا کن تا خوب بشم!!!!
پ ن پ ۹۲
هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم… آمپولارو دادم به پرستاره…میگه آمپول بزنم؟ پ نه پ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم!
پ ن پ ۹۲
۹ماشینه تا شیشه جمع شده… یه نفر اون بغل افتاده پارچه سفید روش کشیدن… یارو داره رد میشه… میگه مرده؟ پ نه پ تصادف خستش کرده خوابیده!
پ ن پ ۹۲
۹سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون گفتم مرسی آقا… می گه پیاده می شین؟ پ نه پ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد!
پ ن پ ۹۲
داریم ۱۰ نفری بازی شبکه ای میکنیم اومده میگه جدی حال میده؟ میگم پــ نه پــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم!
پ ن پ ۹۲
رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! پــ نه پـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!
پ ن پ ۹۲
به یارو راننده میگم: آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره… میگه: بسلامتی مسافرین؟
… پــ نه پـــ… فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش!
پ ن پ ۹۲
رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟ پـــ نه پـــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه.
پ ن پ ۹۲
-به دوستم میگم این لینک هایی که دادی همشون خرابه!! میگه یعنی باز نمیشه ؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ روشون کَپَک زده باید بریزیمشون دور !
پ ن پ ۹۲
بهش میگم : دیگه می خوام ازت جدا شم !
میگه : این حرف آخرته ؟
پ ن پ این خلاصه ای بود از اخبار ایران و جهان ،
لطفأ به ادامه ی خبر توجه فرمایید !
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1392 ساعت: 1:36
دوستم زنگ زده,پشتتلفن میخونه واسم...میگم:داری ازروی وبلاگ میخونی؟؟؟میگه از روی بوستان گلستانسعدی میخونم!!!!
***************************
آب گرم کن خونمون روروشن کردم می خوام برم حموم ، بابام می پرسه می خوای بری حموم ؟ می خوام برگردم ازحموم
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1392 ساعت: 1:36
دوستم میگه : ایمیلداری؟ گفتم:از کبوتر نامه برو چاپار استفاده میکنیم به جای تکست مسیج همبا دود علامت میدیم.
***************************
***************************
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: چهارشنبه 2 بهمن 1392 ساعت: 1:36
سه چیز را با احتیاط بردار:

برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:20
دلم
کسي را مي خواهد
که از جنس خودم باشد
دلش شيشه اي ، گونه هايش باراني
دستانش هميشه گرم
نگاهش ستاره باران باشد
دل م يک دل ساده مي خواهد...

برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:20
با چشمان بسته گیتار مینوازم تا خودت باز کنی و ادامه دهی جریان موسیقی را...
خدایا چشمانم را باز کن من به کمک تو احتیاج دارم باز کن!!

برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:20

برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:20

نقـش یـــک درخــت خشک را
در زنـدگی بازیمیکـنم !
نمیـدانم کهبایـد چشم انتظار بهار باشم
یا هیزم شکنپـیــر!
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:20
سلام خانمی من یه چیزی دیگه ازت خواستم یه چیز دیگه دیدم!!!!باشه جواب منو از این به بعد در حد سلام و احوال پرسی میبینی!!!دیگه ب سوالات جواب نمیدم!!!
بیا اخرین شاهکارت را ببین... مجسمه ای با چشمانی باز...
خیره به دور دست.....شاید شرق..شاید غرب..
مبهوت یک شکست...مغلوب یک اتفاق.
مصلوب یک عشق...مفعول یک تاوان...
خردهایش را باد دارد می برد....
واو فقط خاطراتش رامحکم بغل گرفته....
بیا اخرین شاهکارت را ببین..
مجسمه ای ساخته ای به نام "من "
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:20
خوبین؟
هه خندم میاد
آخه هیچی هم ندارم بگم
ها فهمیدم من دلم واسه یدونه از عروسکام تنگ شده از شلمچه خریده بودمش وااااا ی عاشق عروسکای ظریفم عکسشو دارم الان ندارم ک بزارمش شماهم ببینینش!
ولی خودشو ندارم ب یکی از دوستام هدیه دادمش کاش بدونه چقد اون عروسکه واسم مهمه!
البته هنوزم دارم ولی چون همون یکی از بینشون رفته دل تنگش شدم دوستاشم همین طور خیلی تنها شدن!
طفلکی ها...
یکی از دوستاشونو ازشون جداش کردم!
البته ی موش ظریف مریف سیبیل بزرگ دیگه تا هفته دیگه ب جمعشون اضافه میشه...
هههه
دوس گلم زینب جون میخواد بهم بده....حال میکنین از زیر زبونش کش رفتم چی میخواد بهم بده...
یاد بگیرین!
وای گفتم زینب بهترینه برام
البته نگین عزیزم،دختر دایی ماهم قهر نکنه دیگه حوصله ندارم منت بکشم!
فدای هردوشون ک هیشکی وفادارتر از اونا نیس!
راستي تولد زينب جونم 10دي هس
دارم براش!
نگين عزيزم دختر دايي گلم تو فروردينه هنو كو تا اون موقع
ميخواد وب درست كنه خودم پشتتم عززززيزم تو اراده كن وبلاگ ك چ عرض كنم ايميلم برات ميسازم
خب حس ميكنم خيلي چرت گفتم
هه بچه ها ي چيزي بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آره؟
من
.
.
.
.
هيچي!
آهنگرو بخونم براتون؟ن بهتره بگم بنويسم
خب ...
اگه دلت ميخواد برو
ولي بدون ميمييرم
اگه حرفام رنجوند تورو حرفمو پس ميگيييييرم
تا دنيا دنياس پيشتم دستاتو محكم ميگيررررم
خودت نميدوني ولي...
شب و روز با فكرتت درگيرم
چشششماتو از من نگير
بدون نگات دق ميكنم
اگه تو پيشم باشي دنيارو عاشق ميكنم
آروم آروم آرومو و نم نم
عاشقت شدم
نگو نگو تنهات بزارم نيييييييييس دست خودم
--------------------
راستي راستي تا يادم نرفته
آهاي آآآآآآآآآليس چرا خودتو معرفي نميكني؟
بد جوري ذهنمو رو تو متمركز كردم
گيرت بيارم چشماتو دراوردم
پس تا كار ب جاهاي باريك نكشيده خودتو معرفي كن تا منم توصيفت كنم حاااااال كني
اذيت نكن باشه؟
آورين بچه خوووب
البته ي حدسايي زدم با خودم
نگين ك آذري نيس
فاطمه آره 10آذره
زينب نه دي هس
زن داداشم آره16آذر هس
يا خانم زماني ماااااه ك اصلا فكرشو نميكنم ن نيس
از بين بالايي ها 2نفر آذري هستن
كدومي؟
يالا بگو من منتظرم ها
خيلي خوشحال شدم يكي هم ماه خود پيدا كردم روزشو بهم بگي يادت نره!
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:20
عشقه من . . . .
جای خالی ات را با قرص و مشروب وسیگار پر کرده ام . . .
حرامش باد آنکه جای مرا برای تو پر کرد . . .
__________________________________________________________________________________
يادت هست . . .؟؟؟
________________________________________________________________________________
ميداني رفيق . . .
وقتي نخواستنت…
آروم بکش کنار …
غم انگيز است اگر تو را نخواهد
مسخره است اگر نفهمي
احمقانه است اگر اصرار کني . . .
________________________________________________________________________________
عشقه من . . .
نگران نباش . . .حال من خوب است . . دیگر بزرگ شده ام . .
دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم . . .
آموخته ام . . .
آموخته ام که این فاصله کوتاه بین لبخند و اشک نامش زندگیست . . .
آموخته ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود . . .
راستی . . .دروغ گفتن را هم خوب یاد گرفته ام . . .
حال من خوب است . . .خوبه. . . خوب
_________________________________________________________________________________
حرفت که می شود با خنده می گویم :
یادش بخیر فراموشش کردم...
اما نمیدانند هنوز هم وقتی کسی اشتباه تماس میگیرد...
سست میشوم که نکند تو باشی ...
________________________________________________________________________________
دلم عجیب گرفته…
دلگیرم از آدمکهایی
که تنها سایهای هستند
از تمام آنی که مینمایند
دلگیرم از نقابهایی که بر چهره میکشند
دلگیر از صورتکها…
__________________________________________________________________________________
در خاطرش جایی دارم...
دلم تنگ همان کسی است که دیگر حتی
جواب سلامم را هم نمی دهد
دلم تنگ همان کسی است که وَقتی
از کنارش میگذرم دیگر به من نگاهی نمیکند
دلم تنگ است...تنگ
نمیدانم دیگر چطور باید میبودم که نبودم
__________________________________________________________________________________

برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:15
سلام بچه ها . . .
اول ی تشکر از همتون بکنم که واقعا شرمنده ی همتونم .مرسی از اینکه بهم سر میزنین و با نظراتون دلگرمم میکنین.
میخام نظر همتونو راجع به وبلاگ بدونم.مثلا در مورد اهنگش یا قالبش یا متناش و کلا همه چیزش .دوس دارم انتقادات یا پیشنهاداتونو بهم بگین تا با کمک هم عیب های وبلاگو برطرف کنیم ....
بازم مرسی از همتون
داریم جایی زندگی میکنیم که . . .
هرزگی مد . . .
بی ابرویی کلاس . . . مستی و دود تفریح . . .
دزد بودن و لاشخوری و گرگ بودن رمز موفقیت . . .
وقتی به اینا فکر میکنم میبینم دنیای ما از جهنم هم بدتره . . .
یاد گرفتم وقتی ارزش ها عوض میشن . . . .عوضی ها با ارزش میشن . . .
_____________________________________________________________________________
عشقه من . . .
از تو دلگیر نیستم . . .
از دلم دلگیرم که بی وفاییهایت را صبورانه تحمل میکند . . .
____________________________________________________________________________
“کنج گلویم قبرستانی است پرازاحساسهایی که زنده بگورشده اند،
به نام بغض….”
عشق گم شده من..
نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند،وآدمهائی که هرگز
تکرارنمی شوند….
وتو آنگونه ای…
فقط همین…
________________________________________________________________________________
عشق من . . .
کاش بودی . . .
وقتـی بغض مـی کردم . . .
فقطـ بغلم مـیکردی و مـیگفتـی . .
ببینم چشمـــــاتو . . . منـــــو نگاه کـن . . .
اگه گریــه کنـی قهـــــر مـیکنم میرمـــــا . . .!
کاش بودی لعنتی . . .
________________________________________________________________________________
خوابم نمیبرد…
به هیچ چیز فکر نمیکنم…
جز “او” و میدانم که خواب است…
و قبل از بسته شدن چشمهایش
به همه چیز فکر کرده است…
جز “من”……!!!
________________________________________________________________________________
آدمها فقط آدم هستند نه بیشتر و نه کمتر . . .
اگر کمتر از چیزی که هستند نگاهشان کنی آنها را شکسته ای . . .
و اگر بیشتر از آن حسابشان کنی آنها تو را می شکنند . . .بین این آدم های آدم باید عاقلانه زندگی کرد نه عاشقانه . . .
__________________________________________________________________________________
عشق گشتن توی خیابون های با کلاس نیست . . .
عشق حرف زدن های شبونه نیست . . .
عشق پیچوندن کلاس و رفتن پی هوس نیست . . .
عشق رابطه داشتن بی اساس نیست . . .
عشق یعنی اینکه با یک نفر باشی . . .
اینو بفهم عزیز لعنتی ام . . . مابقی عشق نیس . . .
________________________________________________________________________________
عشق من . . .
ما بدهکاریم به هم . . .
به تمام دوستت دارم های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند و انها را بلعیدیم . . .
فقط و فقط برای اینکه نشان دهیم منطقی هستیم . . .
_________________________________________________________________________________
عشق من . . .
عشق اون نیست که در اوج رابطه پاک بمونی . . .
عشق اینه که در اوج اختلاف خیانت نکنی . . .
_________________________________________________________________________________
خدایا . . . .
الودگی آدمها از حد گذشته . . .
چند روزی دنیا را تعطیل نمیکنی . . . .؟
_______________________________________________________________________________
میدانی رفیق . .
بعضی زخم ها هست که هر روز صبح باید روشونو باز کنی . . . نمک بپاشی . . .
تا یادت نره دیگه سراغ بعضی ادمها نری . . .
__________________________________________________________________________________
نامش را هرچه میخوای بگذار
تعصب
غیرت
حسادت
من نامش را عشق میگذارم
ودلگیرمیشوم ازبعضی آدمها
که تورا ازان خود میدانند
توفقط به من تعلق داری
شادیت شادی من است
وجودت گرمابخش زندگیم
وتنت پاسخ تمام خواهشهای من
من تورا باهیچ کس تقسیم نخواهم کرد
این نامش عشق است
تونامش راهرچه میخواهی بگذار
_________________________________________________________
ازدستش عصبانی هستی
هرچی باهات حرف میزنه خودتو به نشنیدن میزنی
بعد صدات میکنه چندین بار
نگاهش نمی کنی فقط بهش میگی که باهاش قهری
بلند میشه ازپشت بغلت میکنه توچشمات نگاه میکنه اولش خیلی جدی اما وسطاش خندش میگیره و میگه
توغلط میکنی بامن قهرکنی
ازلحن صداش خندت میگیره
همین برای خوشبخت بودن کافیه اینکه بهت نشون میده طاقت نداره صداتو نشنوه
_________________________________________________________________________________
راه بدی را انتخاب کرده بودم برای نگه داشتنت ...!
صداقت ؛
مهربانی ؛
زیاد به “تو” توجه داشتن ؛
و خیلی حماقت های دیگر …
این روزها ، هرچه خائن تر باشی ،
دوست داشتنی تری …
_______________________________________________________
جسارت میخواهد
نزدیک شدن به
افکار دختری که روزها مردانه
با زندگی می جنگد
اما شب ها…
بالشش از هق هق دخترانه اش خیس است
________________________________________________________________________________
عشق من . . .
از “نبودنت” دلگیر نیستم…
از اینکه روزگاری “بودی”، دلگیرم
_________________________________________________________________________________
عشقه من . . .
نوازشگر خوبی نبودی
ســـــــــــفید شده
تار مویی را که قســــــــــــم خوردی با دنــــــــــــــــــیا عوضش نمیکنی…
_________________________________________________________________________________
درســت زمانی که ســرت جــای دیگری گــرم است
دل مـــن همینــــجا یـــــــــخ میـــــزنــد !
چه فاصــله زیــادی است از سـر تـو تا دل مــن . .
__________________________________________________________________________________

برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:15
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ...
ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺘﺮﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ
ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﺤﺾ ﺍﺳﺖ !
ﺩﻟﺶ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ...
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻫﻢ به ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ
ﻭ ﻓﻘﻂ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ !
---------------------------------------------------------------------------------------------
عشق من . . .
خیالت را می فرستی در رویاهایم ک چه شود ؟
هی نبودنت را به رخم بکشی . . . ؟

برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:15
میدانی رفیق . . . .
سردش بود . . .
دلم را برایش سوزاندم . . .
گرمش که شد با خاکسترش نوشت :
خداحافظ . . .
و رفت . . .
_________________________________________________________________________________
فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!
_________________________________________________________________________________
اسم های مجازی
تصویر های مجازی
مشخصات مجازی
و در بین این همه چیزهای مجازی
تنها یک چیز حقیقت دارد
تنهایی من...
_________________________________________________________________________________
و او درسـت همین کار را میکند!...!!
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:15

برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:15
به کدامین بهانه مرا اینگونه به دنیایت پیوند زدی ....
که اینگونه محتاج بودنت شده ام ؟؟؟؟
__________________________________________________________________________________
دیشب در خواب ناگهان خدا در گوش من گفت:
تو را چه به عشق. . .
گفتم چرا؟
گفت تو خوابی و عشقت در آغوش دیگریست . . .
لبخندی زدم و گفتم :
خدایا این مخلوق توست . . .
شاید تو خوابی که خبر از رسم دنیایت نداری . . .
________________________________________________________________________________
هیچکس نفهمید . . .
شاید شیطان عاشق حوا بود که برای آدم سجده نکرد . . .
_________________________________________________________________________________
خدایا کودکیم را گرفتی جوانی ام را دادی . . . .
عقلم را گرفتی عشق را دادی . . .
عشق را گرفتی و تنهایی را دادی . . .
خنده هایم را گرفتی و غم را دادی . . .
آرزوهایم را گرفتی و حسرت ها را دادای .. . .
خدایا برگرد . . .
من هنوز نفس میکشم . . .یادت رفت نفسم را بگیری . . .
_________________________________________________________________________________
خسته ام . . . .
نه اینکه کوه کنده باشم . . . .نه . . .
دل کنده ام . . . .
_________________________________________________________________________________
گرمای تنت ارزانی همان لاشخورها . . . .
من سرمای تنم را به گرمای هوست ترجیح میدهم . . .
_________________________________________________________________________________
گاهی حجم دلتنگی هایم آنقدر زیاد میشود که دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ میشود . . .
دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد . . .
دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید . . .
دلتنگ خودم . . .
دلتنگ تو لعنتی . . .
________________________________________________________________________________
گاهی دلم به اندازه ی یک مجلس ختم میگیرد . . .
حتی اگر تمام خیابان ها را آذین بسته باشند . . .
کاش بودی عزیز لعنتی ام . . .
کاش . . .
________________________________________________________________________________
گاهی باید بگذری و بروی رفیق . . . .
وقتی میمانی وتحمل میکنی از خودت یک احمق میسازی . . .
________________________________________________________________________________
مهلت بده لعنتی . . . .
قبول . . . . میروم . . .
فقط پایت را بردار تا غرورم را جمع کنم . . . .
__________________________________________________________________________________
میدانی رفیق . . .
دلم یک آمدن میخواهد بی هیچ رفتنی . . .
و یک همدم که خیانت نداند . . .
_________________________________________________________________________________
تو را هر لحظه به خاطر می آورم
بی هیچ بهانه ای
شاید دوست داشتن همین باشد...
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:15
__________________________________________________________________________________
خیالی نیست . . .
قرار است از فردا به افتخارت فاحشه شوم . . .
شاید هم خوابگی و آغوشت نصیبم شود . . .
آخر شنیده ام فاحشه پسند شده ای لعنتی . . .
________________________________________________________________________________
چقدر سخت است نمرده باشی وازت بخواهد گورت را گم کنی . . . .
________________________________________________________________________________
به سلامتی پسری که به دوست دخترش گفت :
روزی که جلوی دختری غیر از تو زانو بزنم . . . روزیه که بخوام بند کفش دخترمون رو ببندم . . . به سلامتی . . .
________________________________________________________________________________
دست بر دلم نگذار . . .
میسوزی . . .
داغ خیلی چیزها بر دلم مانده . . .
_______________________________________________________________________________
سیاهی لبهایم از سیگار و قلیون نیست . . .
لبهایم عزادار حرفهای نگفته دلم است . . .
________________________________________________________________________________
چقدر زیباست کسی را دوست بداریم . . .نه از روی نیاز . . .نه از روی اجبار . . .و نه از روی تنهایی . .
فقط برای اینکه ارزش دوست داشتن را دارد . . .
________________________________________________________________________________
همین...
________________________________________________________________________________
آهسته بیا
چیزی هم ننویس
نظر هم نگذار
همان که بخوانی بس است
من به بی محلی آدمها عادت دارم
________________________________________________________________________________
تلخ است ،
همه فکر کنند سرت شلوغ است ،
و تنها خودت بدانی چقدر
تنـــهایی ...

برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:15
کوتاه مینویسم دوستت دارم . . . .اما از دوست داشتنت کوتاه نمی آیم . . .
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:15
وای از روزی که شریک خاطره هات یه شماره خاموش باشه و یه سیگار روشن . . .
__________________________________________________________________________________
عشقم اگه عوض شدی عیبی نداره ...
فقط عوضی نشو ...
________________________________________________________________________________
عشقه من ... همدم تنهاییم نبودی ...
همدم تن هایی شدی که تنت را برای یک شب میخواستند . . .
________________________________________________________________________________
من بودم و یک خط خاموش ...
من بودم و دوستت دارم هایی که هیچوقت تحویل داده نشد ...
کاش بودی و میفهمیدی وقت دلتنگی یک آه چقد وزن دارد . . .
کاش بودی عزیز لعنتی ام . . .
________________________________________________________________________________
مواظب باش به چه کسی اعتماد میکنی رفیق . . .
شیطان هم روزی فرشته بود . . .
________________________________________________________________________________
هرگز به دیگران اجازه نده قلم تو را در دست گیرند ...دفتر سرنوشتت را ورق بزنند... خاطراتت رو پاک کننن
و در پایان بنویسند . . .قسمت نبود . . .
_________________________________________________________________________________
سکوت …
و دیگر هیچ نمی گویم …!
که این بزرگترین اعتراض دل من است
به تو …
سکوت را دوست دارم
به خاطر ابهت بی پایانش …
_______________________________________________________________________
یـه چیـزی که هیـچ وقـت فکـرشُ نمـیکـردم
کـه به ایـن زودی بهـش بـرسـم
این بود که تـو این سـن بشینـمُ گـاهـی ناخودآگـاه
نفسهـای عمیـق از تـه دل بکشـم...
واسـه کشیـدنـشون حـالا زود بود ...!!!! خـــــیــــلی زود!!!
_______________________________________________________
بفهم . . .
دارد ناز تو را میکشد . . .
مردی که از غرور . . .
خورشید هم به پایش نمیرسد . .

برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:15
سکوت می کنیم....
به یاد تمام "دوستت دارم" هایی که در گلو ماند !
سکوت می کنیم...
به احترام تمام خاطراتی که درودیوار زندگی را آذین بسته اند !
سکوت می کنیم...
برای لحظه ای بیشتر باهم بودنمان . . . .
و سکوت انگار سخت ترین کار ِ دنیاست !
سکوت می کنیم !
آخ !
دیدی چه شد ؟
من با همین کلمات سکوتم را شکستم....
________________________________________________________________________________
اينروزها همه آدمها درد دارند
درد پول, درد عشق, درد تنهائي ...
اينروزها چقدر يادمان مي رود زندگي کنيم
________________________________________________________________________________
محبت زيادي، هميشه آدمها را خراب مي کند
گاهي آدمها مي روند
نه براي اينکه دلايل ماندنشان کم شده
بلکه به اين دليل که آنقدر کوچکند که
تحمل حجم بالاي محبت تو را ندارند
او که رفتني است، بگذار برود . . .
________________________________________________________________________________
ابراز احساسات بیش از حد هم خوب نیست
بعضیها را بیحس میکند
________________________________________________________________________________
شب هایم می گذرد
بدون اینکـــه
دلم هوای آغوشت را داشته باشد
آغوشت ارزانی دیگران
من مهمان
پاهای بغل کرده ام هستم
و این آرامشم را حتی
با تو عـــوض نمی کنم
________________________________________________________________________________
عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..
امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست...
و غمــت سـهم ِ مــن!
________________________________________________________________________________
یادم باشد به سهراب بگویم که عشق دیگر تپش قلبها نیست؛ صدای فنر تختهاست!!
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:15
دوستت دارم...
دوستت دارم!
دوستت دارم...
دیگر نمیتوان به این جمله اعتماد کرد...
چون عادیــ شده است.راستو و دروغشــ را نمیتوان تشخیص داد.
.
مسئله اینجا تمام نمشود
.مهم ترین نگرانی وقتی است که
میخواهی به کسی از ته دل بگویی دوستت دارم
میگویی ولی
افسوس که مانند ندای چوپان دروغگو به نظر میرسد,
با این تفاوت که تو داری چوب چوپان های دروغگویی را میخوری که
ندای دروغشان همه چیز را خراب کرده اند.
.
.
.
که حرمت دوستتــــ دارمـــ را شکسته اند..
(این متن نوشته خودم هستش خوشحال میشم نظر بدین)
*در ضمن اگه خواستید میتونید کپی کنید*
برچسب: نویسنده: محمد رئیسی تاريخ: سه شنبه 1 بهمن 1392 ساعت: 22:14